محمدمحمد، تا این لحظه: 17 سال و 3 ماه و 23 روز سن داره

(◡‿◡✿) خان گوگولي بابا (✿◠‿◠)

حرفهایی از زبان دل خودت

1390/9/14 22:52
نویسنده : مامان عزیز
1,454 بازدید
اشتراک گذاری

اولين محرمي كه ديدم 5 ماهه بودم. خودم كه چيزي يادم نيست ولي مامان و بابا و آبجي ازش تعريف مي كنن.مامان مي گه فكر مي كردم سرو صداي روضه و دسته جات اذيتت مي كنه ولي اونقدر آروم خوابيده بودي كه انگار برات لالايي مي خونن اون سال هنوز آبجي پري ناز تيز هوشان قبول نشده بود،خدا مي دونه شايد از امام ها خواسته تا دعاش كنن قبول بشه،به هر حال محرم سال بعدش ديگه آبجي پري نازم فرزانگان قبول شده بود  مي گم حتما" آبجي خيلي خوبي دارم كه امام حسين (ع) هم دوستش داره و براش دعا كرده.

محرم و خان گوگولي 5 ماهه

اين دومين محرم بود من 17 ماهه بودم اينقدر بزرگ شده بودم كه براي شركت در مجالس عزاي امام حسين همراه بابام مي رفتم مردونه آخه خودمونيم ديگه مرد شده بودم حالا چه فرقي ميكنه " يه مرد كوچولو " .

محرم و خان پسر 17 ماهه

امسال محرم من 2 سال و 5 ماه دارم اما چون مريض شدم و هنوز دارو مي خورم نتونستم در مراسم هاي امام حسيني شركت كنم اولين بار كه سينه زني رو تو تلويزيون ديدم بدو بدو كردم و دست مامان رو گرفتم كه بياد اوه اوه كنيم و برقصيم ولي مامان منو كنار خودش نشوند و گفت اين اوه اوه نيست عزيزم ، اين ياديه براي امام حسين و آروم سينه زد .منم دستم رو روي سينه ام گذاشتم و دوباره گفتم اوه اوه و مامان خنده اش گرفت .

بابا هم مي گفت وقتي در مسجد مردم شروع به سينه زني كردند محمد تند تند دست مي زد خوب چكار كنم ني ني ها بيشتر بزن و بكوب شادي رو دوست دارن ديگه !

هر وقت ماماني با روضه هاي تلويزيون گريه مي كنه مي رم بغلش مي كنم و مي بوسمش بعد نازش مي كنم ،مامانم منو مي بوسه و مي گه پسر گلم تو بايد وقتي بزرگ شدي نه ، از همين حالا عزت ،بزرگواري ، بخشش و تواضع و ... را از اين آدم ها كه توي دين ما ، تاريخ ما ، فكر ما و ذهن ما خيلي مهم هستند ياد بگيري و به اين آموخته هات احترام بذاري و بهشون عمل كني ... گاهي با تعجب به مامان نگاه مي كنم ولي اون هنور ادامه مي ده و مي گه شايد الان برات سنگين باشه ولي توي ناخودآگاهت ضبط مي شه و يه روز بهش مي رسي

محمد 2سال و 5 ماهه

حالا مي خوام بگم اي امام حسين تو كه براي خواهرم دعا كردي براي منم كه داداشش هستم دعا كن تا يه روز اوني بشم كه مامان و بابا آرزو دارن. اوني بشم كه خدا خوش حال مي شه . برام دعا كن كه خدا ، بابا، مامان و آبجي پري ناز دوستم داشته باشن و شيطون كاراي بد يادم نده. من كه خودم تو رو خيلي دوست دارم مامان مي گه اگه به حرف شيطونه گوش نكني خدا و همه ي امام ها حتما" حتما" دوستت دارن و هميشه به يادتن.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (5)

مامان آروین
14 آذر 90 18:49
سلام عزیزم خدا بد نده خان گوگولی بابا مریض شدی ایشالا هر چه زودتر حالت خوب بشه
مامان آوین
14 آذر 90 19:21
ایشالا زودتر خوب می شه


از دعاي شما مامان آروين ناز.
بابای مهرسا
14 آذر 90 21:23
ممنون که منو لینک کردید.با افتخار لینکتون میکنم







بابای مهرسا
15 آذر 90 20:58
سلام ممنون از حضور شما دوست عزیز امیدوارم موفق باشید
سمانه مامان پارسا جون
20 آذر 90 0:06
بوس واسه گل پسری